ناخن ها
در سال 1554 در متدی به نام Miguel de Fuenllana’s vihuela method Orphenica Lyra که برای ساز ویهولا نوشته شده بود اولین منبع مکتوبی بود که در آن در مورد ناخن های دست بحث شده بود
نویسنده ی این متد,میجل فونلانا نوازندگی بدون ناخن را به نوازندگان پیشنهاد کرده است.وی اعتقاد داشته است که اگر از ناخن برای نوازندگی استفاده شود شاید از نظر تکنیکی در هنگام نوازندگی به شاخص هایی دست یافت,اما همین ناخن ها مهارت نوازنده را برای بدست آوردن صدای زیبای ساز محدود می کند.
و در ادامه ذکر می کند که تنها انگشتان دست که عضو زنده انسان است می تواند صدایی از ساز بیرون بیاورد که باعث کشش و جذب روح وجان آدمی شود.
دلیلی را که میتوان بوسیله ی آن بر نوشته های این مرد ارزش بالایی گذاشت,گذشته اوست.او از زمان تولد نابینا بود,و شما حتما می دانید که افراد نابینا از نظر حس شنوایی از قدرت بالایی برخوردارند.زمانی که موسیقی حرفه ی او بوده پس حتما گوش دادن دنیای او بوده…
در سال 1623 lutenist Alessandro Piccinin در متد خود که برای ساز لوت نوشته بود به ضررورت استفاده از ناخن های دست در نوازندگی اشاره کرده است.وی در این باره گفته است:
باید با گوش انگشتان دست خود سیم را به داخل بکشانید و بعد به گوشه ی ناخن خود آن را بکشانید و بعد آن را رها کنید.اساس شکل دادن او به ناخن ها مانند گیتاریست های مدرن است(منظور از گیتاریست های مدرن,گیتاریست هایی است که از دوران تارگا به بعد به نوازندگی پرداختند.)
در سال 1676 توماس میک در متد آموزشی ساز لوت به نام lute Musick’s Monument اشاره به نوازندگی بدون ناخن کرده است,اما او اشاراتی به فواید استفاده از ناخن نیز می کند.او می گوید نوازندگی لوت بدون ناخن در هنگام همنوازی باعث می شود که صدای دلپذیر لوت مشخص نشود.در حالی که استفاده از ناخن باعث می شود که صدای لوت در هنگام همنوازی مشخص شود. اگر چه او همیشه بدون ناخن به نوازندگی می پرداخت.
گیتاریست دوران باروک فرانسیسکو کوربتا از ناخن برای نوازندگی استفاده می کرد.( The baroque guitarist Francesco Corbetta (1615-1681)
سیلویو لیوپولد وایز (1686-1750) می گوید لوت معمولابدون ناخن نواخته می شود,اما ساز تیوربو(theorbo)(سازی از زیر مجموعه ی عود که صفحه ی انگشت گذاری آن بزرگتر است) با ناخن نواخته میشود و صدایی نسبتا خشن و ناملایمی تولید به گوش می رسید.
فردریکو مورتیFrederico Moretti)) و قرناندو فراندری (Fernando Ferrandiere) هردو از گیتاریست های قدرتمند قرن نوزدهم هستند که در سال 1799 هرکدام کتاب هایی را با نام های: اساس نوازندگی گیتار شش سیم(Principios para tocar la guitare de seis ordenes) وهنر نوازندگی گیتار اسپانیایی(Principios para tocar la guitare de seis ordenes) منتشر کردند.هردوی آنها اشاره به نوازندگی بدون ناخن کرده اند.
فرناندو سور (1778-1839) که یکی از بزرگترین نوازنده ها ی گیتار در زمان خود بود و قطعه های او هنوز درلیست قطعات نوازندگان حرفه ای به چشم می خورد.وی به این اعتقاد داشت که باید گیتار را بدون ناخن نواخت.او در این باره میگوید:هرگز در طول زندگی خود گیتارستی را که با ناخن های دست بنوازد و صدای تولید شده از آن راضی کننده باشد را ندیدم.
او همچنین اعتقاد داشت که صدایی را که نوازنده با ناخن های دست تولید می کند دلپذیر و گوش نواز نیست و نویز((Noise زیادی تولید میکند.او همچنین گفته است : مقدار کمی از رنگ آمیزی های صوتی در هنگام نوازندگی با ناخن به گوش می رسد.
یکی از نکاتی را که نوازندگان دیگر به آن اشاره داشتد,این بود که نوازندگی با ناخن در قطعه هایی که به سرعت بالا نیاز دارند بسیار کارآمد است.سور در جواب آن ها گفت:
زمانی که من به شما راهی را نشان می دهم,هرگز روی حرف من تکیه نکنید,ولی در مورد آن تحقیق کنید و اگر به این نتیجه رسیدید که صحبت های من شما را قانع نمی کند, پس آن موقع وظیفه ی شماست تا من را در جریان بگذارید تا با استفاده از دلیل منطقی شما, به روشی که شما میگویید احترام بگذارم و از آن استفاده کنم
دایانیزو آگوادا(Dionisio Aguado (1784-1849)) در متد آموزشی خود به نام متد جدید گیتار(Nuevo Metodo para guitarra) در سال 1843 اشاره به تکینیکی کرده است که بسیار شبیه به گیتاریست های مدرن است. او اشاره به نوازندگی با گوشت انگشتان و لبه ی ناخن با هم در یک زمان کرده است,اما در این تکنیک برتری زیادی به ناخن داده شده است,در ضمن این تکینیک هرگز به طور کامل شبیه به تکنیک گیتاریست های مدرن نبوده است.
آگوادا خود با ناخن های دست نوازندگی میکرد,همانطور که استادش مانوئل پوپولو-وینسنت گارسیا (Manuel de Popolo-Vicente Garcia) نیز با ناخن های دست نوازندگی میکرد. آگوادا بر این باور بود که نوازندگی با ناخن های دست باعث می شود که از گیتار صدای بی نظیری منعکس شود و از این رو شخصیت و کاراکتر اصلی گیتار ممتاز می شود و همیشه می گفت : نوازندگی با ناخن های دست باعث می شود که در قطعات با سرعت بالا همه ی نت ها به طور واضح و شفاف نواخته شوند.
اما نوازنده ی بعدی یکی از بزرگترین نوازندگان تاریخ گیتار کلاسیک بوده است.فرانسیسکو تارگا (Francisco Tarrega (1852-1909.او هیچ متد آموزشی را برای گیتار منتشر نکرده بود,اما استیل نوازندگی او پایه و اساس کتابی است که امیلیو پوجول Emilio Pujol (1886-1982)برای آموزش گیتار نوشته است.استاد تارگا, خولین آریس (Julian Areas) با ناخن های دست نوازندگی میکرد و تارگا نیز مانند او تا ده سال قبل از پایان عمرخود با ناخن های دست نوازندگی میکرد. در سال 1900 تارگا با اجرا در کنسرت ها مخالفت کرد و شروع به نوازندگی بدون ناخن های دست کرد.امیلیو پوجول در کتاب خود به این نکته اشاره می کند که تارگا نوازندگی بدون ناخن را انتخاب کرد زیرا او اعتقاد داشت که نوازندگی بدون ناخن باعث میشود تا وسعت,ملایمت و دلپذیری صدا وقتی سیم های گیتار در حال نوسان هستند شنیده شود.او اشاره به این داشت که نوازندگی بدون ناخن بهترین راه برای رساندن این حس و صدا به روح انسان است.در قسمت دیگری از کتاب نویسنده درباره ی این موضوع برخوردی شاعرانه دارد و میگوید:صدایی که از تماس و ضربه ی گوشت انگشتان با سیم بوجود می آید صداییست جذاب و بی واسطه, که بر اعماق احساسات ما تاثیر می گذارد,مانند نوری که روح ما را درخشان می کند.
آندره سگویا(1893-1987) مانند آگوادا با ناخن های دست به نوازندگی می پرداخت.زمانی که به او گفتند که تارگا در اواخر عمر خود به نوازندگی بدون ناخن می پرداخت,او در پاسخ گفت :این کار بسیار احمقانه و نسنجیده ای است.او ذکر کرد که این کار باعث می شود تا از گیتار صدای ضعیف تری به گوش برسد و تارگا با این کار خود طبیعت اصلی گیتار را فراموش کرده بود که این طبیعت رنگ آمیزی و کیفیت صدای گیتار است.
در پایان باید گفت که امروزه اکثر گیتاریست ها معروف از ناخن در هنگام نوازندگی استفاده میکنند و دنباله روی راه سگویا هستند.البته هنوز گیتاریست هایی هستند که بدون کوچکترین استفاده ای از ناخن به نوازندگی می پردازند.
م.گودرزی خیلی دوستت دارم!







.jpg)



.jpg)
.jpg)



